تبليغاتX

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بی نیاز کسی خواهد بود که اگر ساعت شنی او بریزد ،خم شده و آنرا دانه دانه جمع کند...D'Avnont... کوچه باغ تنهایی

رفتي و خبر ندادي به درك

حتي نامه هم ندادي به درك

رفتي و عشقتو بردي از دلم

ديگه عشقي تو دلم نمونده از تو ، به درك

انتظار خبرت نمي كشم

نمي خواي خبر بدي خوب به درك

برو كه ريختتو ديگه نبينم

اون قيافتو نديدم كه نديدم، به درك

يه روزي خبر ميگيري كه ديگه

به تو ميگن : فلاني رفت به درك
+ *محمد* : لطفا زغال رو بردار و رو ديوار باغ بنويس |

همدمی خوش که بسازد با درد

لطف! ایزد کرد و برایم آورد

همدمش بود کتابی شیرین

گر چه بودش بار عشقی سنگین

هر دمم بود صفایی با او

لیک من در کنارش بودم همچون آهو *

از نفهمی جستم و دیدم چه سان

گشته ام مشغول فکر دیگران

شکر کردم خدا را بهر لطف و رحمتش

شرمگینم زان که دائم می دهم من زحمتش


 

پاورقی :

* در اینجا میتوان به جای آهو از کلمه یابو استفاده کرد یا کلماتی از این دست

 ( یابو = اسب ماده )

 

+ *محمد* : لطفا زغال رو بردار و رو ديوار باغ بنويس |
طفلکی غصه درساشو می خورد

غصه نمره پنجاشو می خورد

نمی دونست که میخواد چیکار کنه

غصه دیکته و انشاشو می خورد

زنگ می زد به این و اون سوال می کرد

غصه نمره دوستاشو می خورد

حالا هی گیر داده بود به نمره هاش

هر کی میشنید گول حرفاشو می خورد

نمی دونست که واسش نون نمی شه

اگه نه می رفت و نون باباشو می خورد

تقدیم به دوست عزیزم

 

+ *محمد* : لطفا زغال رو بردار و رو ديوار باغ بنويس |