تبليغاتX

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بی نیاز کسی خواهد بود که اگر ساعت شنی او بریزد ،خم شده و آنرا دانه دانه جمع کند...D'Avnont... کوچه باغ تنهایی

رفتي و خبر ندادي به درك

حتي نامه هم ندادي به درك

رفتي و عشقتو بردي از دلم

ديگه عشقي تو دلم نمونده از تو ، به درك

انتظار خبرت نمي كشم

نمي خواي خبر بدي خوب به درك

برو كه ريختتو ديگه نبينم

اون قيافتو نديدم كه نديدم، به درك

يه روزي خبر ميگيري كه ديگه

به تو ميگن : فلاني رفت به درك
+ *محمد* : لطفا زغال رو بردار و رو ديوار باغ بنويس |

باز دلم هواي تنهايي دارد

دوباره اندوه و سياهي

دوباره مرگ صدا

دوباره اعدام وفا

اندوهگينم

چه بگويم كه در دل جز غم خاطرات نيست

گر چه تلخ اما شيريني زندگي داشت

كنون را مي نگرم

خالي از هر مزه اي طعم تلخ و تند و شور زندگي را در سكوت لحظه هايم شاهدم

چه ميتوان كرد!!

سوختن و ساختن

شايد به قيمت تباهي زندگي

+ *محمد* : لطفا زغال رو بردار و رو ديوار باغ بنويس |
باز نم نم باران چشمت مرا تباه می کند

در انبوه کلمات زشت و زیبا در پی کلامی ساده می گردم

کلامی  با تمام احساس

تا قلب نازنینت را به آرامش رساند

ولی افسوس بُعد جسم

نگاهت را به چشمانم نمی رساند

شاید با نگاهت این کلام را در چشم من خوانی

                                                        ولی ......

افسوس

+ *محمد* : لطفا زغال رو بردار و رو ديوار باغ بنويس |