تبليغاتX

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بی نیاز کسی خواهد بود که اگر ساعت شنی او بریزد ،خم شده و آنرا دانه دانه جمع کند...D'Avnont... کوچه باغ تنهایی

همدمی خوش که بسازد با درد

لطف! ایزد کرد و برایم آورد

همدمش بود کتابی شیرین

گر چه بودش بار عشقی سنگین

هر دمم بود صفایی با او

لیک من در کنارش بودم همچون آهو *

از نفهمی جستم و دیدم چه سان

گشته ام مشغول فکر دیگران

شکر کردم خدا را بهر لطف و رحمتش

شرمگینم زان که دائم می دهم من زحمتش


 

پاورقی :

* در اینجا میتوان به جای آهو از کلمه یابو استفاده کرد یا کلماتی از این دست

 ( یابو = اسب ماده )

 

+ *محمد* : لطفا زغال رو بردار و رو ديوار باغ بنويس |

ای غم ای همدم

دست از سر دل بردار

ای شادی یکدم

مرهم به دلم بگذار

دل جای شادیست از غم شده ام بیزار

ای غم بیرون رو وین خانه به او بسپار

تنهایی خود به سیاهی شب خواهم سپرد و غم خود به نسیم سحرگاهش

تجربتی از شادی

همگام با اضطرابی سراسردر وحشت سیر به سوی غم

از او مدد می جویم

هم او که تنهای مطلق است . دل در امید او دارم و با نام او با شادی همگام می گردم

خداوندا شادیم را از من مگیر

+ *محمد* : لطفا زغال رو بردار و رو ديوار باغ بنويس |