دل جای شادیست .
ولی چرا دل من؟ چرا دل من شده کاروانسرای غم؟؟!!
غمها در سفر خود به دل من هجوم می آورند و خستگی خود را وا می تکانند در این دل خسته تر از خسته من...
انگار شادی مدت مدیدی است راه کج کرده و در دل یار سکنی گزیده !
این عادلانه نیست
+ *محمد* : لطفا زغال رو بردار و رو ديوار باغ بنويس
|