تبليغاتX

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بی نیاز کسی خواهد بود که اگر ساعت شنی او بریزد ،خم شده و آنرا دانه دانه جمع کند...D'Avnont... کوچه باغ تنهایی
در کویر خشک دلم خاری به گل نشست

دشت پر از هیاهوی خیال شد

 

کویر سر ناسازگاری گذاشت

سر و بی روح ، خشک و بی رمق ..یا گاه ~ هرمی بالا تر از حرارت دل

گل نازکش را از پای در آورد  ...

آری دل نیز سر سر سودای گلی کوچک و زیبا ندارد

چاره چیست؟ گهی سرد و گه سوزان که هر گلی را به ورطه نابودی می کشاند .

حال حتی دیگر از آن خار نیز اثری نیست.....

 

کویر دلم شایسته آن خار و گل نبود

نبود

نبود

+ *محمد* : لطفا زغال رو بردار و رو ديوار باغ بنويس |
طفلکی غصه درساشو می خورد

غصه نمره پنجاشو می خورد

نمی دونست که میخواد چیکار کنه

غصه دیکته و انشاشو می خورد

زنگ می زد به این و اون سوال می کرد

غصه نمره دوستاشو می خورد

حالا هی گیر داده بود به نمره هاش

هر کی میشنید گول حرفاشو می خورد

نمی دونست که واسش نون نمی شه

اگه نه می رفت و نون باباشو می خورد

تقدیم به دوست عزیزم

 

+ *محمد* : لطفا زغال رو بردار و رو ديوار باغ بنويس |